الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

مقدمه 66

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

برتر است . راوى گفت : فدايت شوم هر آينه فضل اديب را نزد مردم در انجمنها و مجالس دانستم فضل او نزد خداى عزّ و جلّ چگونه است ؟ فرمود : زيرا قرآن را چنان كه نازل شده است قرائت مىكند ، و در خواندن خداى عزّ و جلّ دعا را درست مىخواند چه اينكه دعاى نادرست به سوى خداى عزّ و جلّ بالا نمىرود » . ابن فهد در « عدّه » گويد : « انّ الاحكام تتغيّر بتغيّر الاعراب في الكلام ، أ لا ترى الى قوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حين سئل : انّا نذبح النّاقة و البقرة و الشّاة و في بطنها الجنين أ نلقيه أم نأكله ؟ قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم : كلوه إن شئتم فإنّ ذكاة الجنين ذكاة أمّه . فبعض النّاس يروى ذكاة الثّانى ( كذا - الذكاة الثانية ظ ) بالرفع فيكون معناه انّ ذكاة امّه تبيحه و هى كافية عن تذكيته . و بعض رواها بالنّصب فيكون معناه انّ ذكاة الجنين مثل ذكاة امّه فلا بدّ فيه من تذكية له بانفراده و لا تبيحه ذكاة امّه . فافهم ذلك فانّه من مغاص الفهم و رقيق العلم » . يعنى « با دگرگونى اعراب ، احكام نيز دگرگون مىشوند مثلا از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيدند كه شتر و گاو و گوسفند را تذكيه مىكنيم و در آنها جنين است . آيا آن را بياندازيم يا بخوريم ؟ فرمود : اگر خواهيد بخوريد زيرا كه ذكات جنين ذكات مادر اوست . در اين جمله ذكاة الجنين ذكاة امّه اگر ذكات دوم را به رفع بخوانيم معناى آن چنين است كه ذكات جنين همان ذكات مادر اوست كه جنين را نبايد تذكيه كرد بلكه به تذكيهء مادر ، او نيز مذكّى است يعنى ذكات مادر مبيح اكل اوست . و اگر به نصب بخوانيم معناى آن چنين است كه ذكات جنين مثل ذكات مادر اوست يعنى جنين را بايد مثل مادرش تذكيه كرد كه اگر شتر است به نحر و اگر گاو و گوسفند است به ذبح » . اين سخنى سخت استوار است كه معانى و احكام به تغيّر اعراب متغيّر مىگردند و شواهد در پيرامون آن بسيار است لذا مىبينيم كه اهتمام و عنايت علماى سابق ما در ضبط قراءات قرآنى و اجازات روايى تا چه اندازه بوده است چنان كه